X
تبلیغات
ژورنال آنلاین - نجار زندگي خود باشيد
به اولین وبلاگ تخصصی هنر قلاب بافی در ایران خوش آمدید

نجار زندگي خود باشيد


نجار پيري خود را براي بازنشسته شدن آماده مي کرد، يک روز او با صاحبکار خود موضوع را درميان گذاشت.
پس از روزهاي طولاني و کار کردن و زحمت کشيدن ، حالا او به استراحت نياز داشت و براي پيدا کردن زمان اين استراحت ميخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.
صاحب کار او بسيار ناراحت شد و سعي کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصميمي که گرفته بود پافشاري کرد.
سرانجام صاحب کار درحالي که با تأسف با اين درخواست موافقت ميکرد ، از او خواست  تا به عنوان آخرين کار ، ساخت خانه اي را به عهده بگيرد.
نجار در حالت رودربايستي ، پذيرفت درحاليکه دلش چندان به اين کار راضي نبود.
پذيرفتن ساخت اين خانه برخلاف ميل باطني او صورت گرفته بود.
براي همين به سرعت مواد اوليه نامرغوبي تهيه کرد و به سرعت و بي دقتي ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودي و به خاطر رسيدن به استراحت ، کار را تمام کرد.
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد.
صاحب کار براي دريافت کليد اين آخرين کار به آنجا آمد.
زمان تحويل کليد ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: اين خانه هديه ايست از طرف من به تو به خاطر سالهاي همکاري!
نجار ، يکه خورد و بسيار شرمنده شد.
در واقع اگر او ميدانست که خودش قرار است در اين خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتر و تمام مهارتي که در کار داشت را براي ساخت آن بکار مي برد.
يعني کار را به صورت ديگري پيش ميبرد.

نکته ها:
اين داستان ماست.
ما زندگيمان را ميسازيم. هر روز ميگذرد.
گاهي ما کمترين توجهي به آنچه که ميسازيم نداريم ، پس در اثر يک شوک و اتفاق غيرمترقبه ميفهميم که مجبوريم در همين ساخته ها زندگي کنيم.
اگر چنين تصوري داشته باشيد ، تمام سعي خود را براي ايمن کردن شرايط زندگي خود ميکنيم. فرصت ها از دست مي روند و گاهي بازسازي آنچه ساخته ايم، ممکن نيست.
آري ، درست است .
شما نجار زندگي خود هستيد و روزها، چکشي هستند که بر يک ميخ از زندگي شما کوبيده مي شود؛ يک تخته در آن جاي مي گيرد و يک ديوار برپا مي شود.


منبع: http://www.tajerian.ir
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 9:49  توسط فاخته  |